غذا و خوزاکی

غذا و خوراکی - صفحه 4 از 117 - غذا و خوراکی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
پخش آنلاین موزیک

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو

دسته بندی : دسته‌بندی نشده تاریخ : پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. انتشار گردید.

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو

در این پست می توانید آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو

Download New Song By Mohsen Ebrahimzadeh Called  To Bego

تکس موزیک محسن ابراهیم زاده تو بگو

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نیستی رفتی کسی نه نیومده🎵

🎵سر نزده اشتباهی از منو این دله🎵

🎵من سر نزده نیستی این دل واسه تو دل دلو🎵

🎵دل دل میکنه آخه حاله تو بده هی میگی🎵

🎵جای من این روزا کی پیشت اومده🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نه نداره چاره این دله بیچاره نداره🎵

🎵نه نداره آخه جز غصه ی دوریه تو کاری🎵

🎵نداره که نداره نه نداره چاره این دله🎵

🎵بیچاره نداره نه نداره🎵

🎵آخه جز غصه ی دوریه تو کاری🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نداره که نداره🎵

🎵صبر میکنم واسه تو بگو تا کی🎵

🎵به شرطی که به من نگی تو هی🎵

🎵تو به بازی نگیر دله منو هی🎵

🎵نه نداره چاره این دله بیچاره نداره🎵

🎵نه نداره آخه جز غصه ی دوریه تو🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵کاری نداره که نداره نه نه نه ,🎵

🎵نه نداره چاره این دله بیچاره🎵

🎵نداره نه نداره آخه جز غصه ی🎵

🎵دوریه تو کاری نداره که نداره🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

 

 

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو

0 views مشاهده

چگونه همیشه خوش شانس باشیم؟ قانون جذب شانس

دسته بندی : غذا و خوراکی تاریخ : پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷


luck

چطوری فرد خوش شانسی باشیم؟ سوالی که ممکن است زندگی شما را دگرگون کند اما واقعاً پاسخ چیست؟

به گزارش آلامتو به نقل از سایت مردمان؛ شاید شما هم تاکنون با افراد زیادی برخورد کرده باشید که از جمله های منفی مانند “بخشکی شانس یا لعنت به این شانس” و صدها جمله منفی دیگر که پایانی ندارند در اتفاقات روزانه استفاده کرده باشند.

آیا دقت کرده اید که ذهن بسیاری از مردم در برابر مسائل به صورت پیش فرض در حالت نا امیدی تنظیم شده است. بسیاری از مردم در انتخاب هایی که دارند گزینه هایی را انتخاب می کنند که حالت آگاهانه ندارد و علت آن هم این است که از کودکی تحت تاثیر محیط به یک قالب فکری ثابت عادت کرده اند.

برای مثال، در اتفاقات به ظاهر ناخوشایندی که در زندگی پیش می آید بسیاری از مردم خود را بدشانس می خوانند در واقع شخص بین دو انتخاب یعنی خوش شانسی و بد شانسی گزینه نامناسب را انتخاب میکند و تکرار مکرر بدشانسی، در ذهن او تبدیل به یک باور می شود.

براستی اگر در هر اتفاقی قبل از اینکه خود را بدشانس بدانیم، لحظه ای تامل کنیم و مدتی به جنبه های مختلف موضوع دقت داشته باشیم نکات مثبتی بر ما آشکار خواهد شد که راه حل بسیاری از مشکلاتمان هستند و چه زیباست آنگاه خود را خوش شانس بخوانیم.

پی بردن به این نکات در هر اتفاقی، باور خوش شانس بودن را در ذهن استوار می کند و این باور، خوش شانسی را به زندگیتان فرا می خواند خوش بختی و سعادت به دنبال کسی می رود که از ته قلب به وجودش باور دارد.

همچنین بخوانید: خواص مثبت اندیش بودن

در واقع در هر اتفاق سخت و ناخوشایندی نکات بسیار ارزنده ای پنهان است که شخص به علت پندار اشتباهی که در ذهنش شکل گرفته از درک نمودن آنها عاجز می باشد.

از دوران کودکی به ما یاد نداده اند که ظاهر ناخوشایند اتفاقات یک روی سکه است و روی دیگر آن را باید عاقلانه دریافت، این بُعد ماجرا حاوی نکات مفیدی است که می تواند راه حل بسیاری از کمبودهای زندگی باشد چه خوب است یاد بگیریم که هر اتفاقی هر چند ناخوشایند را در جهت خودسازی به کار بگیریم.

در واقع می توانیم با جهت دادن به اتفاقات، مسیر تعالی خود را تسریع کنیم نه اینکه اجازه دهیم اتفاقات روزمره ما را از مسیر اهدافمان خارج کنند. جالب است در اینجا اتفاقات ناخوشایند را با چند مکانیسم فیزیولوژیک بدن مقایسه نمایم.

همه شما احتمالا در خواب کابوس دیده اید و یا دچار بختک شده اید، شاید در ظاهر این خوابها اتفاقی باشند ولی اخیرا محققان پی برده اند که وقتی یکی از اندام های بدن در خواب دچار نارسایی می شود فرد باید بیدار شود تا اختلال پیش آمده رفع شود، به نظر شما بدن چگونه این کار را انجام می دهد؟ بله، با استفاده از یک کابوس شما را از خواب بیدار می کند.

آیا با روئیاهای شیرین می تواند ما را از خواب بیدار کند؟ خیر. اکنون شما با دانستن این مطلب به جای اینکه از خوابتان گلایه کنید می دانید که یکی از اندامهای شما از خطری بالقوه در امان مانده است و برای این موضوع قدردان کابوسی هستید که شما را بیدار نموده است و این همان بُعد دور از ذهن اتفاقات است.

 یکی دیگر از مکانیسم های فیزیولوژیک که در بدن وجود دارد مکانیسم درد است، وقتی که جایی از بدن دچار اختلال می شود بدن سعی دارد با ایجاد حس درد، شخص را نسبت به اختلال پیش آمده آگاه نماید تا مشکل پیش آمده را مرتفع سازد و از بیماری های بعدی جلوگیری نماید.

 اتفاقات ناخوشایند هم ممکن است فرد را به نقص و یا کمبودی در زندگی آگاه کنند و او را برای یافتن راه حلی برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار بعدی ترغیب کنند.

اگر بدانید که اتفاقات ناخوشایند، کابوس و درد سازوکارهایی هستند که می توان از آنها در جهت بهبود کیفیت زندگی استفاده کرد دیگر در هر اتفاقی شروع به شکوه و گلایه نخواهید کرد، بلکه با تامل بیشتر و دقت نمودن به جنبه های مختلف آن، پیام های مناسبی دریافت می کنید که می توانند شما را از نظر ذهنی یک پله بالاتر ببرند.

چگونه شکست را به موفقیت تبدیل کنیم؟

دسته بندی : غذا و خوراکی تاریخ : پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷


Leap

برای رسیدن به بالاترین حد موفقیت، باید شکست را در آغوش بگیرید.

شیرین‌ترین پیروزی آنی است که دشوارتر بوده باشد. آن پیروزی که عمیقاً به آن دست یابید و به خاطرش با هر آنچه که دارید بجنگید و بخواهید همه چیز را تا لحظه نزدیک شدن به موفقیت در میدان نبرد رها کنید.

جامعه به شکست پاداش نمی‌دهد و شکست‌های زیادی را هم پیدا نمی‌کنیم که در کتاب‌های تاریخی ثبت شده باشند. استثناها آن شکست‌هایی هستند که پُلی برای موفقیت‌های آتی شده باشند.

داستان توماس ادیسون هم یکی از آنهاست که یکی از مهمترین کشفیات او اختراع لامپ برق بوده است که قبل از رسیدن به نمونه موفق، ۱۰۰۰ مرتبه امتحان کرد.

یک گزارشگر از ادیسون می‌پرسد، «۱۰۰۰ مرتبه شکست خوردن چه حسی دارد؟» و ادیسون اینطور پاسخ می‌دهد، «من ۱۰۰۰ بار شکست نخوردم، لامپ برق اختراعی بود که ۱۰۰۰ مرحله داشت.»

خیلی از ما برخلاف ادیسون از شکست خوردن دوری می‌کنیم. درواقع، آنقدر درگیر این هستیم که مبادا شکست بخوریم که دیگر هدفمان پیروز شدن نیست.

وقتی قدم‌های اشتباه برمی‌داریم، تفسیرشان می‌کنیم، به انتخاب خودمان آنهایی که به نظرمان اشتباه بوده را در زندگی‌مان اصلاح می‌کنیم.

برای خیلی‌ها شکست یک کمبود به شمار می‌رود. این طرز تفکر مثل خیلی چیزهای دیگری که درمورد آنها اشتباه فکر می‌کنیم، نادرست است. اشتباه کردن نه تنها یک حقارت فکری نیست بلکه ظرفیت اشتباه کردن برای شناخت انسان الزامی است.

شکست بهترین معلم زندگی

وقتی نگاه دقیق‌ترین به بزرگ‌ترین متفکران تاریخ می‌اندازیم، می‌بینیم که میل به شکست خوردن اصلاً فکر جدید یا غیرعادی نیست. از علایق آگوستین، داروین و فروید تا اسطوره‌های ورزشی و تجاری امروز، شکست ابزاری قدرتمند برای رسیدن به موفقیت است.

شکستها بزرگ‌ترین معلمین زندگی هستند اما متاسفانه بیشتر افراد و مخصوصاً فرهنگ‌های محافظه‌کار تمایلی برای تجربه آن ندارند. درعوض آنها انتخاب می‌کنند که محافظه‌کارانه‌تر عمل کرده و هر بار همان انتخاب‌های مطمئن‌تر را دوباره و دوباره تکرار می‌کنند.

آنها با این باور رفتار می‌کنند که اگر موجی ایجاد نکنند هیچ توجهی را به خودشان جلب نمی‌کنند؛ هیچکس بخاطر شکست خوردنشان سر آنها داد نمی‌زند چون هیچوقت بیشترین تلاششان را برای کاری که ممکن است شکست بخورد (یا موفق شود) به کار نمی‌گیرند.

اما در اقتصاد دنیای امروز، بعضی سرمایه‌داران و کارآفرینان دیگر ترسی از شکست ندارند و به استقبال آن می‌روند. براساس یک مقاله جدید، شرکت‌های بسیاری گزارش موفقیت‌ها و شکست‌های کارکنان را ارزیابی می‌کنند زیرا اعتقاد دارند آنهایی که دچار شکست می‌شوند، از جنگ جان سالم به در برده و الان تجربه‌ای باارزش با خود دارند.

مکتب فکری غالب در شرکت‌های در حال توسعه این است که موفقیت بزرگ به ریسک بزرگ وابسته است و شکست مطمئناً یک محصول ناشی از آن است. مجریان چنین سازمان‌هایی برای اشتباهاتشان به سوگ نمی‌نشینند بلکه از آن برای موفقیت‌های آینده استفاده می‌کنند.

سریع‌ترین راه به سمت موفقیت نداشتن ترس دربرابر شکست است. رهبران و مدیران برای اینکه کارشان را درست انجام دهند، موفق شوند و شرکت‌هایشان را در عرصه رقابت نگه دارند، می‌بایست هر روز محدوده خود را بزرگتر کنند.

آنها باید ایده‌ها، برنامه‌ها، سخنرانی‌ها، توصیه‌ ها، تکنولوژی، محصولات، رهبری، صورتحساب‌های خطرساز و ریسکی ارائه دهند. و همه اینها را باید بدون هیچ ترسی عرضه کنند–بدون ترس از شکست، طرد شدن یا تنبیه.

همچنین بخوانید: درس گرفتن از شکست

دست یافتن به توانایی‌ها

این مسئله برای خواسته‌های شخصی نیز صدق می‌کند، چه غلبه بر یک چالش یا مشکل خاص باشد یا رسیدن به نهایت توانایی‌های خود در همه جنبه‌های زندگی. برای اینکه بهترین خودتان باشید و غیرممکن‌ها را ممکن سازید، نباید از ترس بترسید، باید بزرگ فکر کنید و خودتان را به جلو سوق دهید.

وقتی با این طرز فکر درمورد دیگران فکر کنیم، پیشگامان، مخترعین و مکتشفین را در ذهنتان تجسم کنید: آنها شکست را به عنوان قدمی برای رسیدن به موفقیت در آغوش می‌کشند.

اما لازم نیست روی بند راه بروید، قله اورست را فتح کنید یا برای رسیدن به این طرز فکر نابینا را شفا دهید. وقتی پاداش موفقیتی بزرگ باشد، استقبال کردن از شکست احتمالی رمز وارد شدن به چالش‌های مختلف است، چه با شروع یک کار جدید بخواهید زندگی‌تان را از نو بسازید یا اینکه برای داشتن رابطه‌ای عمیق‌تر به خودتان اجازه اعتماد کردن به فردی دیگر را بدهید.

برای رسیدن به هر هدف باارزش، باید ریسک کنید. توصیه‌ای که در برخورد با ریسک‌ها ارائه می‌شود ساده و سرراست است: باید تصمیم بگیرید این هدف ارزش آن ریسک را دارد یا نه. اگر دارد، دیگر نباید نگران باشید.

البته ریسک‌هایتان باید حساب‌شده باشد؛ نباید چشم‌بسته دل به دریا بزنید و امید بهترین نتیجه را داشته باشید. رسیدن به هدف یا دست‌کم به کار گرفتن همه تلاشتان نیازمند آماده‌سازی، تمرین و دانستن مهارت‌ها و داشتن توانایی‌های لازم است.

به دست آوردن طرز فکر بی‌باکانه

یکی از بزرگترین رازهای موفقیت عمل کردن در منطقه توانایی‌هایتان اما بیرون از منطقه امن‌تان است. بااینکه ممکن است با شکستی بزرگ روبه‌رو شوید، اما امکان پیروزی بزرگ هم برایتان وجود دارد–و به همین دلیل است که ریسک و شجاعت بزرگ پیش‌زمینه آن است.

در هر دو حال، درمورد توانایی‌ها، استعدادها و راهکارهایتان بهتر فهمیده و برای چالش بعدی خودتان را قوی‌تر خواهید کرد.

اگر به نظرتان خطرناک می‌آید، باید بگوییم بله، ممکن است اینطور باشد. اما راه‌هایی برای راحت‌تر به دست آوردن این طرزفکر بی‌باکانه وجود دارد. اولین آن این است که آگاهانه رویکردی مثبت داشته باشید تا با هر چه هم که روبه‌رو شدید، بتوانید درس‌های آن تجربه را گرفته و به جلو رفتن پیش روید.

این حقیقت دارد که همه ذاتاً مثبت‌اندیش نیستند اما می‌توانند در هر مقطعی از زندگی تصمیم به تغییر رویکرد خود بگیرند. خواندن درمورد شکست‌های دیگران و واکنش‌های متعاقب افراد موفق به آن و تکرار این داستان‌های تاریخی برای دیگران در این راه بسیار مفید است.


health

با اینکه در اکثریت آقایون سرطان پروستات قبل از شروع بروز علائم تشخیص داده می‌شود اما خیلی مهم است که با نشانه‌ها و علائم این بیماری آشنا باشید.

کسانیکه نگران خود یا عزیزانشان هستند که مبادا به سرطان پروستات مبتلا شوند، باید اصول مربوط به علائم اولیه این بیماری را بدانند.

شایع‌ترین علائم و نشانه‌های سرطان پروستات

بخاطر موقعیت قرارگیری پروستات در بدن، سرطان پروستات معمولاً با علائم خاصی همراه است. پروستات دقیقاً پایین مثانه در پایین لگن قرار گرفته است.

وقتی ادرار از مثانه خارج می‌شود، از لوله‌ای باریک رد می‌شود که مجرای خروجی مثانه است. در ابتدای این مجرا، درست همان‌جایی که به مثانه ختم می‌شود، مستقیم از پروستات رد می‌شود.

وقتی پروستات به علت سرطان یا مشکلی دیگر بزرگ می‌شود، این مجرا در پروستات تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود. با باریک شدن این لوله، ادرار سخت‌تر از بدن خارج می‌شود.

این مسئله چهار نشانه ادراری دارد:

  • تکرر – ادرار کردن در دفعاتی بسیار بیشتر از حد طبیعی
  • اضطرار – حس اینکه باید فوراً ادرار کنید
  • شب‌ادراری – بیدار شدن مداوم طی شب برای ادرار کردن
  • تردید – دشواری شروع جریان ادرار

همه این علائم نتیجه مستقیم تنگ شدن مجرای خروجی مثانه در پروستاتی است که بزرگ شده است.

سرطان پروستات تنها بیماری نیست که می‌تواند موجب تورم پروستات شود. درواقع، BPH (هیپرپلازی خوش‌خیم پروستات) علت متداول‌تری از بزرگ شدن پروستات است.

علائم کمتر شایع سرطان پروستات

علائم ادراری که در بالا به آنها اشاره شد بی‌شک متداول‌ترین نشانه‌هایی است که مردان مبتلا به سرطان پروستات تجربه می‌کنند. اما تنها علائم این بیماری نیستند. علائم کمتر شایع آن عبارتند از:

  • خون در ادرار
  • خون در مایع منی
  • ناتوانی جنسی
  • درد استخوان (مخصوصاً در ناحیه کمر، لگن و دنده‌ها)
  • از دست دادن کنترل ادرار

این علائم تنها مختص پروستات نیستند و مشکل در سایر اندام‌های بدن نیز ممکن است موجب بروز ‌آنها شود. اما در هر حال علائمی هستند که باید مراقب آنها باشید.

چه زمان باید به پزشک مراجعه کرد؟

پاسخ این سوال ساده است. هر زمان که این علائم را در خود مشاهده کردید، به پزشک مراجعه کرده و وضعیت خود را برای او شرح دهید. این مسئله به ویژه برای مردان بالای ۴۰ سال اهمیت بیشتری دارد زیرا اکثر سرطان‌‌های پروستات بعد از این سن تشخیص داده می‌شوند.

همچنین برای آنها که سابقه خانوادگی سرطان پروستات دارند خیلی مهم است که به پزشک مراجعه کنند زیرا احتمال بروز این بیماری در آنها بیشتر از افراد عادی است.

علائمی که در بالا لیست کردیم تقریباً در همه موارد غیرعادی هستند و همه آنها باید توسط پزشک ارزیابی شوند. اگر این علائم به طور ناگهانی اتفاق بیفتند، اهمیت موضوع بیشتر می‌شود.

آزمایشات بسیار ساده‌ای توسط پزشک انجام می‌گیرد تا مشخص شود علائم شما به علت سرطان پروستات است یا بیماری جدی یا جزئی دیگری.

آیا سرطان پروستات معمولاً بعد از شروع علائم تشخیص داده می‌شود؟

شاید تعجب کنید اگر بگوییم بیشتر مردهایی که سرطان پروستات برای آنها تشخیص داده می‌شود هیچ علائمی نداشته‌اند. با کمک تست PSA (آنتیژن خاص پروستات) حتی قبل از بروز علائم سرطان پروستات تشخیص داده می‌شود.

این تست یک آزمایش خون ساده است که یک پروتئین خاص که توسط پروستات تولید می‌شود را ارزیابی می‌کند. وقتی پروستات بزرگ می‌شود، مقدار بیشتری از این پروتئین ساخته می‌شود و تست PSA آن را تشخیص می‌دهد.

باوجود این واقعیت، باز هم خیلی مهم است که اگر علائمی در خود مشاهده کردید، حتماً نزد پزشک بروید. این بیماری در هزاران مرد هر ساله بعد از نمود علائم تشخیص داده می‌شود.


تفکر منتقدانه think

چگونه تفکر منتقدانه داشته باشیم و از آن برای موفقیت خود استفاده کنیم؟

به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ تفکر منتقدانه یکی از آن مهارت‌های بسیار مهم است. اگر همیشه از آن استفاده نمی‌کنید، اصلاً خوب نیست چون ذهن شما به اندازه کافی فعال نمی‌شود که کمی خسته‌اش کنید. مثل این می‌ماند که عضله‌ای از بدنتان را به مدتی طولانی به کار نگرفته باشید، در این حال حتی برای فعالیت‌های آسان روزمره هم توانایی نخواهد داشت.

آیا از نظر ذهنی به خودتان فشار می‌آورید؟

این نوع فکر کردن توام با تلاش نیازمند انرژی بیشتری است تا خیلی ساده با کلماتی سریع به یک مسئله یا مشکل پاسخ دهید. این فکر کردن «سطح ۲» است.

با چند نمونه شروع می‌کنیم اما پیاممان این است که اگر از تفکر منتقدانه استفاده نمی‌کنید، شروع به انجام آن به صورت هر روز یا یک روز در میان کنید.

از کجا می‌توانید بفهمید که در حال حاضر از آن استفاده می‌کنید یا نه؟ آیا وقتی می‌خواهید جوانب مختلف یک مسئله را بررسی کنید یا دلایل پشت هر دو جنبه یک سیاست را یا مسائلی از این قبیل، ذهنتان خسته می‌شود؟ آیا برای به دست آوردن اطلاعات مربوط به چیزی تحقیق می‌کنید یا حرف‌هایی که به شما زده می‌شود را بعنوان منبع اصلی تلقی می‌کنید و چشم و گوش بسته می پذیرید؟

برای این کار از مسائل اجتماعی یا شخصی استفاده کنید

حرفمان این است که فکر کردن سنگین و زیاد گاهی اوقات برایتان مفید است. وقتی با مسئله‌ای مثلاً سیاسی روبه‌رو می‌شوید، می‌توانید دو جنبه‌ای که به شما معرفی شده است را ببینید، یا می‌توانید وقت بیشتری را صرف کنید تا ببینید آیا فقط این دو انتخاب وجود دارد یا می‌توان ایده‌های جدیدی را هم با این موضوع مرتبط دانست، و همچنین اگر می‌توانید دلیل کل این مناقشه را بفهمید، و مسائلی از این قبیل.

گاهی اوقات به روی سرسختتان برگردید

men

مثل این می‌ماند که بازی شطرنج انجام می‌دهید و حرکت‌های ممکن دیگر یا روش‌های دیگری که می‌توانستید قبل از اینکه به این نقطه برسید بازی کنید را بررسی می‌کنید.

وقتی کامپیوتر را روی سطح آسان برای بازی شطرنج تنظیم می‌کنید، کامپیوتر در مقایسه با ما «تفکر آسان» خواهد داشت و فقط به نزدیک‌ترین حرکات و ساده‌ترین حمله‌ها نگاه خواهد کرد.

وقتی کامپیوتر را روی حالت سخت تنظیم می‌کنید، ناگهان حرکات مختلفی را از قبل تحلیل کرده، انواع مختلف یک حمله، نحوه قرار گرفتن در یک موقعیت خاص و از این قبیل را بررسی می‌کند. سطح سخت کامپیوتر مطمئناً از چرخه‌های پردازنده بیشتری استفاده می‌کند اما با این کار فایده زیادی خواهد برد.

تفاوت ما با کامپیوتر در این است که اگر گاهی اوقات از سطح سختمان استفاده نکنیم، مغزمان به سطح آسان عادت کرده و بعدها رفتن روی سطح سخت برایش دشوار خواهد شد. مثل عوض کردن روغن ماشین برای بهبود سرعت و تغییر دنده‌های آن می‌باشد.

فعال کردن مغزتان نیازمند این است که هر بار بر مقاومت آن پیروز شوید

نکته دیگری که باید اینجا اضافه کنیم این است که داشتن تفکر انتقادی به طور طبیعی به دست نمی‌آید. هر بار نیاز به تلاش دارد. به مرور زمان ممکن است آسان‌تر شود اما اکثر اوقات که می‌خواهید از آن استفاده کنید نیاز به پشتکار شما دارد.

مثل رفتن به دنده چهار در ماشین می‌ماند که نیازمند این است که اول به دنده یک، بعد دنده دو، بعد دنده سه و بعد به دنده چهار برسید. این نیازمند تلاش بیشتری دارد تا ماندن در دنده یک.

چیزهای زیادی هست که درمورد تفکر انتقادی باید یاد بگیرید

اگر به طور مرتب از تفکر انتقادی استفاده نکنید چطور می‌توانید روی آن کار کنید؟ از راه‌های مختلفی می‌توانید استفاده کنید. می‌توانید یک سیاست خاص را در نظر گرفته و همه جوانب آن را بررسی و تحلیل کنید و شاید به جنبه‌هایی نیز خودتان برسید. یا حتی یک مشکل در زندگی شخصی خودتان را در نظر گرفته و یک صحفه کامل درمورد دلایل اتفاق افتادن آن، راه‌های مختلفی که می‌توانستید انتخاب کنید، راهکارهایی برای بهبود وضعیت، دلایل اینکه چرا یک راه خاص را انتخاب کردید یا نکردید و از این قبیل بنویسید. راه دیگر انجام نوعی پازل منطقی است که مغزتان را به کار روی احتمالات و انتخاب‌ها مشغول کند.

ذهن بعنوان یک عضله

ازآنجاکه مغز در ساخت اتصالات عصبی خود مثل یک عضله است و اینکه چقدر این اتصالات قوی ساخت شوند به مقدار استفاده از آنها دارد، این نوع تفکر انتقادی هم باید به طور منظم انجام شود، درست مثل درازنشست زدن منظم برای ساختن عضلات شکمتان.

بااینکه مکانیزم‌های آن متفاوت است، اما تحقیقات نشان می‌دهد که به چالش کشیدن تجربیات یادگیری می‌تواند موجب پیشرفت بافت مغز شود درست همانطور که تمرین و ورزش می‌تواند موجب تقویت بافت‌های عضلانی شود.

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری وقتی میخندی

دسته بندی : دسته‌بندی نشده تاریخ : چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. انتشار گردید.

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری به نام وقتی میخندی

در این پست می توانید آهنگ احسان خواجه امیری وقتی میخندی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری وقتی میخندی

Download New Song By Ehsan Khajeh Amiri Called  Vaghti Mikhandi

تکس موزیک احسان خواجه امیری وقتی میخندی

 

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵وقتی میخندی مثل رویایی🎵

🎵کاش خودت میدیدی که چقدر زیبایی🎵

🎵موج موهاتو قایقا میفهمن🎵

🎵حال دریاییتو عاشقا میفهمن🎵

🎵وقتی هستی با تو شادم🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵یادت دادم عشقو تو حرفام🎵

🎵من که با تو این دنیا رو دارم چی میخوام🎵

🎵من یجوری عاشقم که قبل تو🎵

🎵زندگی کردنمو یادم نیست🎵

🎵رگ من اینقدر نزدیکی که🎵

🎵نبض رو گردنمو یادم نیست🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

شاعر: زهرا عاملی , موزیک: فرشید ادهمی , تنظیم: معین راهبر

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

 

🎵من یجوری عاشقم که ممکنه🎵

🎵زیر لبخند تو نابود بشم🎵

🎵من اسیر تو بشم آزادم تو رها نکن که محدود بشم🎵

🎵میدونم دست خودت نیست🎵

🎵نمیتونی این نباشی🎵

🎵نمیتونی وقت خندت🎵

🎵اینقدر شیرین نباشی🎵

🎵تو نگاهم میکنی که غرق دریاشم که هستم🎵

🎵ما رو ساختن واسه اینکه🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵عاشقت باشم که هستم🎵

🎵من یجوری عاشقم که قبل تو🎵

🎵زندگی کردنمو یادم نیست🎵

🎵رگ من اینقدر نزدیکی که🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نبض رو گردنمو یادم نیست🎵

🎵من یجوری عاشقم که ممکنه🎵

🎵زیر لبخند تو نابود بشم🎵

🎵من اسیر تو بشم آزادم🎵

🎵تو رها نکن که محدود بشم🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری وقتی میخندی

0 views مشاهده

فال روزانه : فال امروز ۱۲ آذر

دسته بندی : غذا و خوراکی تاریخ : چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷


فال روزانه ۱۲ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال شمع امروزفال حافظ شب یلدا

فروردین: ممكن است شما از كارهای تكراری كه اخیرا مجبور به انجام آنها هستید خسته شده باشید و كمتر مایل باشید كه روی وظایفی كه شما را از لحاظ روحی ارضا می‌كند تمركز كنید. امروز دائم در حال خیالبافی درباره یك زندگی عالی و ایده‌آل در آینده كه به نظرتان می‌رسد دور از دسترس شماست، هستید. درباره اینكه چگونه باید به آنجا برسید نگران نباشید. زمانی كه خیالبافی‌تان را پایان دادید سعی كنید از تمرین‌های ذهنی لذت ببرید. به لحظه حال برگردید و كاری را انجام دهید كه بتوانید یك تغییر واقعی در زندگی‌تان ایجاد كنید.

اردیبهشت:شما آماده یك تغییر هستید و فقط می‌خواهید كه این تغییر به روش شما باشد. نیازها و احتیاجاتی كه اخیرا داشته‌اید همه تحت  كنترل هستند اما ممكن است دیگران نگران باشند كه چگونه می‌خواهید از پس‌آنها برآیید زیرا نمی‌دانند كه شما همه آنها را تحت كنترل خود دارید. علاوه بر این، شما طرحی در ذهن دارید كه فقط باید فرصت لازم را بدست بیاورید تا استارت كار را بزنید و تلاش‌تان را شروع كنید. اگرتلاش نكنید هیچ وقت نخواهید فهمید كه چه چیزی انتظار شما را می‌كشد.

خرداد: با وجود اینكه شما الان خیالباف به نظر می‌رسید، اما هیچ چیز نمی‌تواند شما را از  طراحی یك ماجراجویی كوچك باز دارد. شما بزرگ فكر می‌كنید و به راحتی می‌توانید سفری طولانی با كوله پشتی‌تان به ناهموارترین نقاط جهان یعنی ارتفاعات تبت داشته باشید. ممكن است دیگران به شما بخندند زیرا فكر می‌كنند كه این افكار شما بسیار عجیب و غریب است. اما خنده آخر را شما به آنها می‌كنید در حالیكه دارید از بلندترین نقطه كره زمین برایشان كارت پستال می‌فرستید.

تیر: معمولا ‌شما كسی هستید كه می‌خواهد به كسی كه مهر می‌ورزد و دوستش دارد نزدیك شود و شریك كردن احساسات‌تان با او بهترین راهی است كه می‌توانید به وسیله آن به آن صمیمت و نزدیكی كه مورد نظرتان است برسید. اما باز كردن دریچه قلب‌تان برای شما آسان نیست. مخصوصا اگر اخیرا توانایی‌تان برای اطمینان كردن به دیگران را محك زده باشید. در مقابل ترس‌هایتان بایستید كه باعث می‌شود قوی تر از آن ‌چیزی شوید كه همیشه فكرش را می‌كردید.

مرداد:ورود ماه به دومین خانه از روابط شما می‌تواند یك شراكت فعال از شما یا دیگران را امتحان كند، دیگرانی كه فكر می‌كنند آزادی بیشتر بسیار مهمتر از وابستگی است. نیازی به گفتن نیست. این یك مسیر عادی برای رسیدن به درصد بالایی از صمیمت نیست. فط به یاد داشته باشید كه شما می‌توانید فضای اضافی برای تنفس ایجاد كنید اگر با خودتان رو راست باشید.

شهریور:ممكن است امروز احساس كنید كه آن شخص همیشگی نیستید و دوست ندارید همان وظایف تكراری روزانه را – چه در خانه و چه در محل كار – انجام دهید. همان طور كه تا الان بوده؛ شاید مشتاق باشید كه به طور كلی رویكرد جدیدی در زندگی داشته باشید و اگر كسی چیزی بداند كه شما ندانید، مشتاق هستید كه شاگرد ممتاز آن كلاس باشید. یادتان باشد آموزش و تحصیل ضروری ترین جزء نیست اما می‌تواند یكی ا ز مهم ترین بخش‌های كار باشد.

مهر: امروز آماده پذیرفتن یك ریسك هستید مخصوصا اگر بدانید كه شادی و نشاط را در زندگی شما افزایش می‌دهد. این برای شما می‌تواند زمانی بسیار خلاقانه و مفید باشد و بسیارمهم است كه به شما خوش بگذرد و بتوانید همزمان شخصیت درونی و هنرمند خود را به نمایش بگذارید. شما می‌توانید این كار را هم در محل كار انجام دهید، ‌هم در زمان بازی، چون این دو به طرز ظریفی به هم مربوط هستند.

آبان:‌حتی اگر تاریچه زندگی شما عجیب‌تر از داستان و رمان است، ‌ممكن است مایل باشید امروز نقش محوری داشته باشید و داستان‌تان را با دیگری درمیان بگذارید. به علاوه، ممكن است بخواهید بخش‌های خاصی از زندگی شخصی‌تان را برای خودتان نگه دارید. البته این حق شماست اما فكر كنید كه چه چیزی را از قلم انداخته‌اید كه می‌تواند دیدگاه شخصی را درباه شما عوض كند طوری كه شما متوجه نشوید. صادق باشید و تمام واقعیت را بگویید.

آذر: امروز برایتان سخت است كه تمركز داشته باشید،  به خاطر اینكه خیلی چیزها توجه شما را به خود جلب كرده‌اند و كنجكاوی شما سخت تحریك شده است. ممكن است برایتان امكان آن نباشد كه از كنارآنها بی‌توجه بگذرید. هوز هم بهتراست كه به آموختن چیزهای جدید علاقه نشان دهید به جای اینكه همواره در یك مكان ثابت بمانید و كارهای ثابتی بكنید كه شما را ارضا می‌كند. عطش خود را به دانستن یا بررسی‌های عقلانی فرو بنشانید.

دی: امرزو ممكن است بسیار عصبانی باشید. به خاطر اینكه در مخمصه جدید گیر افتاده‌اید و ترجیح می‌دادید كه وضعیت را به عقب بازگردانید. اما ماندن در گذشته سودی ندارد زمانیكه آینده به سرعت در حال جلو آمدن است. قبول این واقعیت كه زندگی شما در بسیاری از موارد تغییر خواهد كرد می‌تواند اولین گام به سمت بازیافتن امنیت و اطمینان شما باشد.

بهمن: عجیب اینكه، حالا كه ماه درخشان ثابت شما برای امروز واقع شده است،‌ شما احساس می‌كنید نوسانات روحی شما قوی‌تر و بیشتر شده است. ممكن است فاصله‌ای كه معمولا بین افكار و احساسات‌تان می‌گذارید دوست داشته باشید. اما حالا به نظر می‌رسد این دو به طور عجیبی بهم آمیخته‌اند. نیازی نیست كه رشته‌های عاطفی و ذهنی‌تان را از هم جدا كنید. فقط مشاهده كنید كه این دو جهت مخالف چگونه با یكدیگر بسیار یكدست كار می‌كنند.

اسفند: ورود ماه به دوازدهین خانه از تصورات شما می‌تواند نقطه شروع یك خیال باشد. اما شما نیاز دارید كه ناباوری‌تان را درباره رویا و خیال كنار بگذارید. انرژی‌تان را برای اینكه مشخص كنید داستان چیست هدر ندهید و حقایق را از دست ندهید. فقط ارزش تمام یك داستان كه به طور شاهكاری خلاقانه و راجع به زندگی است عبارت است از اینكه: شما همیشه وقت برای برگشتن به گذشته دارید و می‌توانید آن را در روز دیگری تجزیه و تحلیل كنید.


not-regret

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ وقتی می‌خواهید به نزدیک‌های قله این زندگی پر فراز و نشیب برسید، دلتان می‌خواهد با شور و اشتیاق برسید یا با زانوهایی خسته از پشیمانی؟ در طول مسیر با کمک دوستان و خانواده از طوفان‌ها، چاله‌های عمیق و خطرات زیادی عبور کرده‌اید و الان تقریباً نزدیک به انتهای مسیر هستید.

همه زندگی‌تان شما را به سمت این لحظه کشانیده است و یک چیز مشخص است: این صعود نهایی را همه باید به تنهایی انجام دهیم.

چه فکرهایی از ذهنتان خواهد گذشت؟ شما با سوالات سختی روبه‌رو خواهید شد: سوالاتی مثل: آیا به اندازه کافی فعالیت کردم؟ به اندازه کافی عاشق شدم؟ به اندازه کافی خوشحال بودم؟

ممکن است این سوالات را پشت گوش بیندازید و تصور کنید فرداهای دیگر به آنها پاسخ می‌دهید ولی یادتان باشد، فردا ممکن است هیچوقت نرسد!

کاری که امروز می‌توانید بکنید این است. بگذارید به آن بیمه‌نامه‌ای برای شادی فردا بگوییم.

  1. سلامت و تندرستی‌تان را اولویت همه مسائل قرار دهید.

از قدیم گفته‌اند اگر سلامتی نباشد، انگار هیچ چیز نیست. بدن شما خانه روحتان است. ورزش کنید، سالم غذا بخورید و به اندازه کافی استراحت کنید. از بدنتان مراقبت کنید تا فرصت یک زندگی طولانی و کامل را داشته باشید.

  1. برای انجام کارهایی که دوست دارید وقت بگذارید.

شاید به نظرتان کلیشه بیاید، ولی کمتر کار کنید و بیشتر تفریح کنید. هیچوقت از رفتن به یک مسافرت، انجام یک سرگرمی جدید یا گذراندن یک روز کنار کسانی که دوستشان دارید پشیمان نخواهید شد. ولی ممکن است از نرفتن به یک کلاس هنری، نخواندن یک کتاب یا نخریدن یک چیز پشیمان شوید. شرکت‌کننده زندگی خود باشید.

  1. دست از جدی گرفتن زندگی بردارید.

چرا زندگی را اینقدر جدی می‌گیرید؟ واقعاً چرا؟ سعی کنید در همه مسائل زندگی جایی برای شوخ طبعی و خندیدن پیدا کنید و زیاد بخندید.

  1. همیشه حرفی که باید بزنید را به زبان آورید.

اگر کسی را دوست دارید، به او بگویید. اگر کسی ناراحتتان کرده است، به او بگویید. اگر برای ابراز احساساتتان مشکل دارید، نامه بنویسید. مطمئن شوید که اطرافیانتان از احساستان باخبر باشند.

  1. ذهنتان را به سوی فرصت‌ها باز کنید.

اگر وقتی داخل انباری خانه را نگاه می‌کنید، یک سایه تیره شبیه به مار ببینید، واکنشتان احتمالاً پریدن از روی ترس خواهد بود ولی بعداً وقتی دقیق‌تر نگاه کنید و ببینید که آن سایه فقط یک شلنگ بوده است، از اینکه گول بازی‌های ذهنتان را خورید احساس احمق بودن خواهد کرد. سعی نکنید با تجسم‌های فریبکارانه کنترل شوید.

نگرشتان را تغییر دهید و ذهنتان را به سوی دنیای جدیدی از فرصت‌های هیجان‌انگیز و رضایت‌بخش باز کنید. با چشمانی تازه به زندگی‌تان نگاه کنید و خواهید دید که روابطتان چقدر بهتر شده، چقدر هیجان بیشتر و ناراحتی و تلخی و عصبانیت‌های کمتری خواهید داشت.

  1. راه خودتان را دنبال کنید – زندگی حقیقی خودتان را داشته باشید.

خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و به دنبال کمال هم نباشید. زندگی میهمانی بالماسکه نیست. نقابتان را بردارید و خودتان باشید. اگر دیگران از آن خوششان نمی‌آید، شاید وقتش رسیده که میهمانی جدیدی را پیدا کنید.

هر طور دیگری بودن به جز خودتان بودن شما را تنها، افسرده و ناامید خواهد کرد. طبق انتظارات دیگران زندگی نکنید.

  1. دست از زندگی کردن در گذشته بردارید.

همین الان پشیمانی‌ها و حسرت‌های گذشته را دور بریزید. گذشته رفته است، فکر کردن به آن و اتفاقاتی که می‌توانست در آن بیفتد فقط لذت زمان حال را از شما می‌گیرد.

گذشته چیزی جز یک خاطره نیست، فقط یک داستان ذهنی است و می‌تواند تغییر کند. چرا داستان زندگی گذشته‌تان را طوری که زمان حالتان را تقویت کند تعریف نکنید؟

  1. چیزهایی که قدرت تغییر آنها را ندارید بپذیرید.

«اگر مشکلی قابل حل است، اگر موقعیتی طوری است که می‌توانید کاری برای آن انجام دهید، پس نیازی به نگرانی نیست. ولی اگر قابل‌حل نیست، نگران بودن کمکی نمی‌کند.» – دالای لاما (Dalai lama)

وقتی با واقعیت می‌جنگید، در جنگ اگرها و انکارها خودتان را زخمی می‌کنید. اگر واقعیتتان این بوده که باید با فرد دیگری ازدواج می‌کرده‌اید، چیزی را می‌گفتید که باید می‌گفتید، یا با بیماری‌ای دست و پنجه نرم می‌کنید، واقعیت این است که هیچکدام از اینها را نمی‌توانید تغییر دهید. فکر کردن یا نگران بودن نسبت به آن فقط زمان حال و لذت‌های آن را از شما می‌دزدد.

کاری که می‌توانید بکنید این است که زندگی‌تان را دوباره ارزیابی کرده و قدم‌های لازم برای تغییرات درست و مناسب را بردارید. از غریزه‌تان پیروی کنید، دلتان به شما خواهد گفت از کدام راه باید بروید. چه درمورد رابطه‌تان باشد یا کارتان یا هر چیز دیگر.

«اگر اینطور می‌شد»، «باید اینطور می‌شد» و «چرا من»‌ها را از داستان‌ زندگی‌تان بیرون بیاورید و پیش روید.

  1. زندگی کردن هوشمندانه را تمرین کنید.

زندگی کردن هوشمندانه زمان را برایتان کند خواهد کرد. زمان حال را برایتان تقویت کرده و روزهای کسل‌کننده‌تان را سرشار از لذت خواهد کرد.

ده سال دیگر ممکن است فکر کنید، زندگی‌ام به کجا رسیده است؟ وقتی هوشمندانه زندگی می‌کنیم، خودمان را در لحظه غرق می‌کنیم. اگر این سبک زندگی کردن را تمرین نکنید، این لحظه‌های گران‌قیمت را با فکر کردن‌های مداوم از بین خواهید برد. بین اتفاقات مهم زندگی استراحت کنید و وقفه بیندازید. این وقفه زندگی واقعی شما هستند.

«هوشمندانه زندگی کردن یعنی با هدف، در زمان حال و بی‌قضاوت زندگی کنید.» – جون کابات-زین (Jon Kabat-Zinn)

  1. دست از تعقیب پول، شهرت و دارایی‌ها بردارید.

همه ما تشنه ثروت، پرستیژ، شهرت و محبوبیت هستیم. ما به دنبالی چیزهای مادی و آدم‌های زیبا هستیم. به اشتباه تصور می‌کنیم که شادی و خوشبختی زمانی که به این اهداف برسیم به سراغمان خواهند آمد. به جای لذت بردن از زندگی‌هایمان در جستجوی مداوم چیزی به جز آنچه که الان داریم هستیم.

در پایان زندگی، اتومبیل گران‌قیمتتان چیزی نخواهد بود که در ذهنتان می‌درخشد. احتمالاً برای خاطره دوستان وفاداری که داشته‌اید لبخند می‌زنید. از جستجوی دارایی‌های مادی دست بردارید، هیچ خوشبختی واقعی در آنها وجود ندارد، فقط جستجویی بی‌پایان است.

همچنین بخوانید: کارهایی که در طول روز باید انجام داد
  1. قدرشناسی را تمرین کنید.

«قدرشناسی قفل کمال در زندگی را برایتان باز می‌کند. آنچه که داریم را به کافی و بیشتر از‌ آن تبدیل می‌کند. انکار را به پذیرش، هرج‌ومرج را به نظم، سردرگمی را به وضوح تبدیل می‌کند. یک غذا را به جشن، یک خانه را به آشیانه امن و یک غریبه را به دوست تبدیل می‌کند.» – ملودی بیتی (Melody Beattie)

قدرشناسی سلامت، شادی، معنویت، روابط و اعتمادبه‌نفس شما را تقویت کرده و به زندگی‌تان معنی می‌دهد.

حتی اگر زندگی‌تان عالی نباشد، باز هم چیزهایی برای قدردانی و شکرگزاری وجود دارد. پس هر روز برای لبخند زدن، خندیدن و تشکر کردن از لذت‌های بزرگ و کوچکی که در زندگی‌تان هست وقت بگذارید.

قطعه‌ای از مارتا بک (Martha Beck) وجود دارد که تاثیر شگرفی بر زندگی من داشته است. او پشیمانی را به زیبایی توصیف می‌کند:

«مهمترین درس پشیمانی، درسی که کمکتان می‌کند آینده‌ای رضایت‌بخش و غنی داشته باشید، این است: هربار که زندگی شما را به یک چهارراه می‌رساند، از کوچکترین آنها تا بزرگترینشان، به سمت عشق بروید که از ترس دور نیست. درمورد هر انتخاب اینطور فکر کنید، «چه چیز من را به هیجان می‌آورد و خوشحالم می‌کند؟» نه اینطور، «چه چیز ترس من را از اتفاقات، آدمها و چیزها دور می‌کند؟»»

به همه منابع عشق در زندگی‌تان توجه کنید و خواهید دید که چقدر زیبایی‌های اطرافتان بیشتر و بیشتر خواهد شد.

خوب بگذارید خلاصه کنیم: لیستی کوتاه از کارهایی که باید انجام دهیم تا بعداً پشیمان نشویم:

– مراقبت کردن از سلامتی‌مان

– وقت گذاشتن برای انجام کارهایی که دوست داریم، کمتر کار کنیم، بیشتر بخندیم و بیشتر بازی کنیم.

– چیزی که باید بگوییم را بگوییم

– تمرکز حواس را تمرین کنیم.

– دیدگاهمان را عوض کنیم.

– گذشته را فراموش کنیم.

– چیزهایی که نمی‌توانیم تغییرشان دهیم را قبول کنیم.

– فکر نکنیم خوشحالی چیزی متعلق به فرداست.

– بیش از حد به دنبال پول و ثروت مادی نباشیم.

– حقیقی زندگی کنیم.

– ماسک روی صورتمان را برداریم.

– از غریزه‌مان پیروی کنیم.

– تصمیماتمان را براساس ترس نگیریم.

– عشق بورزیم، دوست داشته باشیم، عشق بورزیم.

هیچ ضمانتی وجود ندارد که تصمیم بدی در زندگی‌تان نگیرید ولی وقتی با این ابزارها در ذهنتان زندگی کنید، روزهایتان طبیعتاً معنادارتر خواهند شد. چشمان هوشمندتان سرشار از ماجرا و داستان خواهند شد: ماجراجویی‌هایی که ممکن است کامل نباشند ولی حداقل توام با پشیمانی نخواهند بود.


love-god

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ خدا را دوست دارید؟ بعید می‌دانم فرد دین‌داری در جهان باشد که به این سوال پاسخ منفی بدهد. ولی اگر بخواهیم واقعاً صادق باشیم، شاید پاسخمان مثبت هم نباشد.

جوان‌ترها و بچه‌ها چطور؟ آیا آنها هم خدا را از ته قلب و فکرشان دوست دارند؟

حدود یک سال پیش به شناختی دست یافتم: اینکه من واقعاً خدا را دوست ندارم.

بله می‌توانم بگویم که دوستش داشتم، دستوراتش را رعایت می‌کردم، زمان زیادی را به او فکر می‌کردم و کلامش را دوست داشتم. ولی به دلیلی هیچ تلاش واقعی برای دوست داشتن واقعی او انجام نمی‌دادم.

من وقت و انرژی زیادی را برای تلاش به دوست داشتن دیگران گذاشته بودم ولی به دلیلی نمی‌دانستم که این دومین کاری است که باید انجام دهم، نه اولی.
اولی دوست داشتن خدا است.

چطور ممکن بود فراموش کرده باشم؟

از فهمیدن این خجالت‌زده شده بودم که چطور این همه سال خودم را دین‌دار فرض می‌کردم ولی دستور اصلی آن را نفهمیده بودم.

تصمیم گرفتم که همه انرژی‌ام را روی دوست داشتن خدا متمرکز کنم. ولی اولین سوالم این بود که چطور می‌توانم این کار را بکنم؟ چطور باید دوست داشتن خدا را شروع کنم؟

چیزی که متوجه شدم این بود که دوست داشتن خدا سخت نیست چون او خارق‌العاده است. ولی اگر بخواهیم واقعاً خدا را دوست داشته باشیم، باید روی رابطه‌مان با او وقت و انرژی بگذاریم، درست مثل کاری که برای هر رابطه انسانی انجام می‌دهیم.

با کارهایی که در زیر می‌نویسم من توانستم عشق به خدا را درونم تقویت کنم:

  1. به او فکر کنید.

هر چه بیشتر به او فکر می‌کنم، بیشتر دوستش دارم. به این فکر می‌کنم که او بعنوان یک خالق تا چه اندازه بزرگ و فوق‌العاده است و تا چه اندازه به دور از خودخواهی است.

به این فکر می‌کنم که تا چه اندازه با من خوب بوده و من را با وجود همه کارهایی که مخالف او انجام دادم چقدر دوست دارد. به نعمت‌هایی که در اختیارم قرار داده فکر می‌کنم و به این فکر می‌کنم که چقدر فوق‌العاده است که خالق هستی تا این اندازه به من توجه دارد.

وقتی به قدرت و شگفت‌انگیز بودن او فکر می‌کنم، قلبم پر از عشق به او و شکرگزاری می‌شود.

  1. به او بگویید دوستش دارید.

وقتی من به خدا می‌گویم که دوستش دارم، متوجه می‌شوم که این کلمات واقعاً از ته قلبم و حقیقی هستند. وقتی به او می‌گویم که چرا دوستش دارم، این احساس حتی قوی‌تر هم می‌شود.

  1. در حضورش وقت بگذرانید.

هیچ رابطه‌ای بدون وقت گذراندن با هم تقویت نمی‌شود. این مسئله درمورد رابطه ما با خدا هم صدق می‌کند. وقتی تصمیم گرفتم زمانی از روزم را برای نماز و دعا کنار بگذارم، عشقم به او کم‌کم بیشتر شد. همینطور فهمیدم که موسیقی کمکم می‌کند بهتر بتوانم روی فکر او متمرکز شوم و بیشتر دوستش داشته باشم.

  1. هر کاری را بخاطر عشقتان به او انجام دهید.

انگیزه انجام کارها است که در نتیجه آن تفاوت ایجاد می‌کند. وقتی تصمیم می‌گیریم کاری را بخاطر عشق به خدا انجام دهیم، عشقمان به او بیشتر می‌شود.

همه ما می‌توانیم برای دوست داشتن بیشتر خداوند تلاش کنیم. من خودم به تازگی این مسیر را شروع کرده‌ام. و البته نمی‌توانیم برای به کار بردن این درس‌ها در زندگی خودمان دست از کار بکشیم. باید عشق به خدا را به فرزندانمان هم منتقل کنیم.

با الگو شدن به فرزندانتان یاد بدهید که چطور خداوند را دوست داشته باشند. به آنها کمک کنید خوبی و بزرگی خداوند را درک کرده و تحسین کنند. به آنها یادآور شوید که هر کاری که در زندگی می‌کنیم باید بخاطر عشق به خداوند باشد.

بازی های ذهنی مردان با زنان

دسته بندی : غذا و خوراکی تاریخ : سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷


mental-game

بازی ذهنی به رفتارهای عمدی گفته می‌شود که با هدف خاصی صورت بگیرد.

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ بعضی مردها واقعاً عاشق این هستند که با زن‌ها بازی‌های ذهنی انجام دهند. اگر از خودتان می‌پرسید که بازی‌های ذهنی چه هستند، باید بگوییم که این بازی‌ها انواع مختلفی دارند ولی همه آنها یک ویژگی دارند: فرستادن سیگنال‌های مختلط برای بازی کردن با احساسات کسی.

چرا مردها بازی‌های ذهنی انجام می‌دهند؟

اگر شک دارید که طرفتان ممکن است با شما بازی کند، هنوز دیر نیست. این بازی‌ها به دلایل مختلف انجام می‌شوند. اگر درک می‌کنید که چطور و چرا این بازی‌ها را با شما انجام می‌دهد، آنوقت می‌توانید شما هم با او بازی کرده و از او جلو بیفتید. ما در اینجا به دلایلی که ممکن است باعث شود کسی این بازی‌ها را با طرفش انجام دهد اشاره می‌کنیم و بعد متداول‌ترین این بازی‌ها را توضیح می‌دهیم و به شما آموزش می‌دهیم چطور آن بازی‌ها را ببرید. اینها سه دلیل اصلی این بازی‌های ذهنی فریبنده هستند:

  1. اولین دلیل که باعث می‌شود مردی این بازی‌ها را انجام دهد این است که زنی را امتحان کند؛ عشق او، وفاداری‌اش، توانایی احساسی‌اش، درکش و هوشش را.
  2. دلیل دومی که ممکن است مردی دست به این بازی‌ها بزند این است که واقعاً بخواهد چیزی از طرف مقابل خود به دست آورد و می‌داند که تنها راهی که می‌تواند او را متقاعد به انجام آن کند این است که از راه احساسات او وارد شود. این مردها همان بازیکن‌های واقعی هستند. این بازیکن‌های واقعی فهمیده‌اند که احساسات تا چه اندازه می‌تواند افراد را آسیب‌پذیر کند و آنها از این نقطه‌ضعف به سود خود استفاده می‌کنند.
  3. بعضی مردها هم هستند که فقط محض تفریح دست به این بازی‌ها می‌زنند. بعضی وقت‌ها خارج کردن کسی از حالت متعادلش برای ما رضایت‌بخش و جذاب است.

متاسفانه بعضی‌ها نمی‌توانند عمق این بازی‌ها را ببینند. بازی کردن با احساسات کسی می‌تواند منجر به دعوا، فحاشی، جدایی، طلاق و خیلی چیزهای بد دیگر شود. بنابراین توصیه ما به آقایان عزیز این است که بااینکه این کار بسیار مفرح است ولی خیلی مهم است که بدانید کی باید دست از بازی بکشید و قبل از اینکه دیگر راه بازگشتی نباشد، عقب بروید.

دوست دارید بدانید مردها چطور این بازی‌ها را با شما انجام می‌دهند؟

در زیر به چند علامت هشدار اشاره می‌کنیم:

  1. آیا خواسته‌هایی غیرمنطقی یا ناممکن دارد؟

این اتفاق معمولاً بدون هشدار قبلی می‌افتد. طرفتان یکدفعه شروع به درخواست‌های عجیب و غریب و غیرمنطقی از شما می‌کند.

ممکن است یکدفعه پیشنهاد کند که دوتایی به ملاقات کسانی بروید که شما هیچ علاقه‌ای به دیدن آنها ندارید. یا مثلاً اصرار می‌کند که برنامه ورزشی موردعلاقه‌اش که شما اصلاً از آن خوشتان نمی‌آید را همراه با او تماشا کنید.

حتی ممکن است یکدفعه نگذارد کارهایی که به طور معمول انجام می‌دادید را انجام دهید – حتی ممکن است نگذارد از خانه خارج شوید.

دختران عزیز لطفاً مراقب باشید. واکنش بیش از حد نشان ندهید چون ممکن است فقط بخواهد آزمایشتان کند.

اگر اینطور باشد، احتمالاً می‌خواهد قدرت اراده، انعطاف‌پذیری و مهمتر از اینها قدرت شما را امتحان کند.

اگر واقعاً می‌خواهید جایی در قلب او داشته باشید، این زمانی است که باید به او نشان دهید تا چه اندازه درکتان بالا است و سیاست دارید.

باور کنید اگر از این آزمایش موفق بیرون بیایید، اعتماد او به شما صدچندان خواهد شد.

  1. آیا ناگهان دیگر تماس نمی‌گیرد؟

این برای دخترها بسیار کلافه‌کننده است. وقتی دختری به پسری واقعاً علاقه داشته باشد، به طور طبیعی به چنین جنگ روانی‌ای یک واکنش احساسی قوی نشان می‌دهد.

بیشتر دخترها در چنین شرایطی دچار افکار ترسناک می‌شوند. دختر ممکن است نگران شود و از خودش بپرسد که آیا این پسر واقعاً به او علاقه دارد یا نه، اینکه شاید به کس دیگری وارد رابطه شده است، دچار مشکلی جدی شده، مریض است یا هزار فکر دیگر. یک عالم سوال در ذهنش ایجاد می‌شود بدون اینکه پاسخی داشته باشد چون از مردی که باید جواب این سوال‌ها را بدهد هیچ خبری نیست. نه زنگ می‌زند و نه تماس‌هایش را جواب می‌دهد.

وحشت نکنید، اینطوری به آن نگاه کنید: ممکن است بخواهد ببیند که تا چه اندازه به او نیازمند هستید یا اینکه اگر دیگر نباشد چه اندازه دلتان برایش تنگ می‌شود.

اگر موضوع این باشد، رفتار شما ممکن است همه چیز را برایتان بدتر یا بهتر کند. او می‌خواهد ببیند شما تا چه اندازه به او علاقه دارید و تا چه اندازه به او متعهد هستید و اینکه آدم شکاکی هستید یا نه.

توصیه ما این است که به هیچ عنوان وحشت نکنید و واکنش افراطی نشان ندهید. حواستان باشد که هیچ پیغام اشتباهی برایش نفرستید. درعوض، به او پیام دهید که برایتان مهم است و اگر خودش دوست داشته باشد کنارش هستید ولی او را محبور به این کار نمی‌کنید.

  1. آیا سکوت می‌کند یا تلگرافی جوابتان را می‌دهد؟

بیشتر زن‌ها از این رفتار خوششان نمی‌آید. آنها دوست دارند با همسرشان حرف بزنند و وقتی می‌بینند که جواب‌های او کم‌کم تلگرافی می‌شود، بلافاصله می‌فهمند که مشکلی وجود دارد.

اگر این اتفاق برای شما هم افتاده است، بدانید که مردتان کاملاً آگاه است که با این کار اعصاب شما را به هم می‌ریزد.

به حرف ما گوش کنید: ریلکس باشید.

وحشت نکنید یا وسوسه نشوید که حرف بدی به او بزنید که ممکن است بعداً پشیمان شوید. او فقط می‌خواهد توانایی تحمل شما را بسنجد. پس به او اثبات کنید که می‌توانید و خودتان را نیازمند نشان ندهید، البته خیلی مهم است که به او نشان دهید که دوستش دارید.

  1. بی‌دلیل پرخاشگر شده است؟

کم‌کم متوجه می‌شوید که مرد مهربانی که به او عادت داشتید، به غریبه‌ای وحشتناک تبدیل شده است.

این خشونت ممکن است نه فقط به سمت شما بلکه به سمت همه نزدیکانش باشد و فضایی از رعب و وحشت ایجاد کند.

می‌دانم اصلاً موقعیت خنده‌داری نیست ولی هدف این بازی افتضاح نه آسیب رساندن به شما بلکه امتحان کردن شهامت و قدرتتان است. او می‌خواهد ببیند تا چه اندازه شوکه شدن را تاب می‌آورید. هیچکس دوست ندارد با یک ترسو زندگی‌اش را تقسیم کند.

حتی اگر طرفتان قبول نکند، بیشتر مردها لازم دارند بدانند که شما کسی هستید که می‌توانید کنار او بایستید و آنها می‌توانند در مواقع لزوم به شما پناه بیاورند. اگر موفق از این امتحان بیرون بیایید به او نشان خواهید داد که زنی قوی و شجاع هستید.

  1. دیگر تحسینتان نمی‌کند؟

با این راه هر دختری را می‌توان حسابی عصبانی کرد. زن‌ها عاشق این هستند که از آنها تعریف شود، خودشان هم این را انکار نمی‌کنند. آنها دوست دارند که به آنها بگویید چقدر زیبا شده‌اند، چقدر فلان لباس به آنها می‌آید و … اصلاً به همین دلیل نیست که این همه وقت را صرف رسیدن به ظاهر خودشان می‌کنند؟

پس بعد از اینکه زنی حسابی وقت گذاشته و خود را خوشگل کرده است، دوست دارد مردش به او بگوید که از نتیجه کارش راضی است. این مسئله درمورد آشپزی یا حتی مهارت‌های او در رابطه‌جنسی هم صدق می‌کند. زن‌ها عاشق این کلمات شیرین‌اند.

حالا مرد چه می‌کند؟ طوری رفتار می‌کند که انگار متوجه هیچ چیز نیست. انگار اصلاً آن زن وجود ندارد.

اگر این اتفاق برای شما هم می‌افتد، می‌توانید مطمئن باشید که او شاهد عصبانی‌ شدنتان است. ممکن است وسوسه شوید که داد و غال راه بیندازید که بازی را به نفع او تمام می‌کند. او می‌خواهد شما را آزمایش کند تا نقطه شکست شما دستش بیاید. می‌خواهد ببیند که فردی طبیعی هستید یا نه و اینکه می‌توانید وقتی فردی واکنش موردانتظارتان را ندارد، با اوضاع کنار بیایید؟

  1. شما را با دیگران مقایسه می‌کند، با خواهرتان یا دوستتان؟

این بدترین نوع این بازی‌های ذهنی است.

با مقایسه کردن منفی یک زن با زنان دیگر، مرد از مخرب‌ترین روش برای نشان دادن نقص‌ها و اشتباهات آن زن استفاده کرده است. همه ما می‌دانیم که اشتباه کردن جزء انسان بودن ماست ولی وقتی کسی فردی که در زندگی‌اش است را مجبور می‌کند به چنین روش مسخره‌ای نگاهی به خودش بیندازد، به طور کل پیامی کاملاً متفاوت و افتضاح به او می‌فرستد.

چه واقعاً قصدش اصلاح اشتباهات نامزدش باشد چه گفتن اینکه دیگر نمی‌تواند با او باشد، در هر حال او آن زن را با نشان دادن اینکه به نظرش دیگران بهتر از او هستند، ناراحت می‌کند.

اگر این اتفاق برای شما هم افتاده است، خوب گوش کنید. ممکن است بخواهید با گفتن و برملا کردن چیزهایی که به او ثابت کند آن افراد هم آنقدرها که او فکر می‌کند خوب نیستند، تلافی کنید. ولی قبل از اینکه چنین کاری انجام دهید، بیشتر فکر کنید. نباید اجازه دهید وادارتان کند که با زبانی زشت بدی‌های دیگران را برملا کنید. اگر اینکار را بکنید، به او نشان خواهید داد که خیلی زود و راحت کسانی که به شما اعتماد کرده‌اند را زیر پا له می‌کنید.

علاوه بر این، ممکن است واقعاً قصدش این است که شما بهتر شوید و تغییر کنید. بله حقیقت تلخ است ولی بعضی وقت‌ها فقط این نزدیکانتان هستند که می‌توانند چنین حقایقی را به شما بگویند.

  1. با دخترهای دیگر طنازی میکند؟

این مردها می‌دانند که زن‌ها همیشه مراقب اینگونه رفتارهای آنها که خیلی وقت‌ها به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود هستند.

خوب حالا این بازیکن‌ها چه می‌کنند؟ البته معلوم است که این سیگنال‌ها را برایتان می‌فرستند. چنین مردی آنقدر طنازی میکند تا مطمئن شود که شما این پیام را دریافت کرده‌اید که او ممکن است به دیگران بیشتر از شما توجه و علاقه نشان دهد.

این کار آنها سه دلیل می‌تواند داشته باشد که واقعیت این است که می‌ترسیم آنها را عنوان کنیم. چون ممکن است اصلاً دلتان نخواهد چنین چیزهایی را درمورد مردها بدانید.

۱) او برای ایجاد حس حسادت در شما و بیشتر کردن علاقه‌تان طنازی میکند.

۲) ممکن است برای تفریح کردن با زن‌های دیگر طنازی کند و بعد بخواهد که واکنش شما را ببیند و بفهمد می‌تواند یک روز که دلش خواست مرزهایش را زیر پا بگذارد و با دختر دیگری رابطه برقرار کند یا نه.

۳) همچنین ممکن است برای فرستادن این پیام که می‌خواهد همین روزها رابطه‌اش را با شما تمام کند، اینکار را بکند و بعد وقتی شما اعتراض کردید بگوید که دیگر نمی‌تواند با این رفتار انحصارطلبانه شما کنار بیاید.

اگر این کار او به دلیل اول بود، باید به او نشان دهید که دوستش دارید. این همان چیزی است که او می‌خواهد – اینکه به او نشان دهید او را واقعاً می‌خواهید.

اگر اینکار او به دلیل دوم باشد، جلو روید و به او بگویید که بااینکه می‌داند برای تفریح اینکار را می‌کند ولی این چیزها حد و مرزی دارد. مطمئناً وقتی ببیند که شما بازی او را خوانده‌اید شوکه خواهد شد. این به او نشان می‌دهد شما زنی باهوش، با درک بالا، مسئول و باتوجه هستید.

بیایید دعا کنیم که این رفتار او به دلیل سوم نباشد. چون اگر اینطور باشد دیگر کار چندانی از دست شما برنمی‌آید. اگر واقعاً خیلی انحصارطلبانه با او رفتار می‌کنید باید کاری برای این عادتتان بکنید چون بیشتر مردها از این رفتار متنفرند.

  1. مرموز شده است؟

یکدفعه متوجه می‌شوید که مردتان روز به روز مرموزتر می‌شود.

اگر مردی وارد چنین جنگ روانی‌ای می‌شود، ممکن است روش‌های مختلفی برای آن داشته باشد.

ممکن است اول با پاسخ ندادن به بعضی از سوالاتتان شروع کند. ممکن است دیگر فکرهایش را با شما در میان نگذارد و ترجیح دهد که خودش تنها باشد. ممکن است تظاهر کند که دور از شماست و یادش رفته‌اید. همه این رفتارها عدم علاقه به شما را نشان می‌دهد.

بازیکن‌های واقعی می‌دانند که این استراتژی مثل جادو عمل می‌کند، البته اگر زن موردنظر به شما علاقه‌ای داشته باشد. چون دور کشیدن شما باعث میشود علاقه او بیشتر شود. شک و تردیدهایی که مرد در ذهن زن ایجاد کرده است، زن را نگران کرده و باعث می‌شود همه تلاشش را برای پیدا کردن دلیل این رفتارها به کار ببندد.

اگر مردتان این بازی را با شما شروع کرده است، احتمالاً می‌خواهد ببیند که می‌تواند به شما اعتماد کند یا نه. می‌خواهد ببیند شما چه واکنشی دربرابر غیبت‌ها و شایعات نشان می‌دهید. او دوست دارد بداند که آیا می‌توانید خودتان مستقل فکر کنید و با جدا کردن واقعیت از شایعات بتوانید حقیقت را درمورد او بفهمید یا نه.

هر زن علاقه‌مندی دوست دارد بداند که چه اتفاقی برای مردش می‌افتد. به همین دلیل سعی خواهد کرد با نشان دادن وفاداری خود به او، به او بفهماند که طاقت دیدن مشکل او را ندارد. در این راستا حتی ممکن است یکی از رازهایش را هم با او در میان بگذارد – که فهمیدن همین راز احتمالاً می‌تواند دلیل اصلی شروع چنین رفتاری از طرف مرد باشد.

آنوقت مرد قانع خواهد شد که واقعا برای آن زن مهم است.

ولی درمقابل اگر هیچ اثری از نگرانی از خود نشان ندهد، مرد این پیام را دریافت خواهد کرد که زن توجهی به او ندارد و به هیچ عنوان فرد وفادار و قابل‌اعتمادی نیست.

بنابراین باید خیلی نسبت به واکنشی که در چنین شرایطی می‌دهید مراقب باشید. حواستان باشد بدون برملا کردن رازهای خودتان، از مردتان حمایت کنید. یک حرکت اشتباه باعث می‌شود برچسب سرد بودن یا غیرقابل‌اعتماد بودن به شما بخورد.

  1. علاقه‌ای به رابطه‌جنسی نشان نمی‌دهد؟

یکی از سلاح‌های خانم‌ها در قبال مردان رابطه‌جنسی است. مردها سیری‌ناپذیرند. گاهی حتی دعوا، مشاجره و کینه هم باعث نمی‌شود که نخواهند با شما رابطه‌جنسی داشته باشند.

برای آنها رابطه‌جنسی مسئله‌ای فقط جسمانی است.

بنابراین وقتی شوهرتان که همیشه مشتاق به برقراری این رابطه با شما بوده است، یکدفعه علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دهد، احتمالاً مشکلی وجود دارد.

انتظار او این است که شما نگران می‌شوید و از او در این مورد سوال می‌کنید. اگر اینکار را بکنید، نشان می‌دهد که حواستان هست و دوست دارید برای حل مشکلاتتان با هم گفتگو کنید. این یک علامت مثبت بزرگ برای شما خواهد بود. اگر اینکار را نکنید، ممکن است تصور کند که توجهی به او ندارید و نیازهای او برایتان اهمیتی ندارد.

حرف آخر

بعضی‌ها، درواقع خیلی‌ها، از این فکر که کسی با آنها بازی می‌کند متنفرند. ممکن است احساس کنند که مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند.

که البته هم ممکن است درست باشد و هم ممکن است درست نباشد.

علاوه بر این، قابل درک است که این بازی‌های ذهنی را دوست نداشته باشید چون بازی‌های بسیار خطرناک و ریسکی هستند. ممکن است هیچوقت نتوانید حدس بزنید که او چه بازی‌ای با شما می‌کند و این یعنی یک حرکت اشتباه رابطه‌تان را به طور کل بر هم می‌زند.

بنابراین باید مراقب علائم و نشانه‌های این بازی‌ها باشید و در واکنش دادن به آنها با تکیه به غریزه زنانه‌تان استاد شوید.

همیشه به خاطر داشته باشید که این بازی‌ها معمولاً بدون هشدار قبلی شروع می‌شوند. بنابراین این یک راه ساده برای تشخیص آنهاست. وقتی یک تغییر ناگهانی در رفتار طرفتان مشاهده می‌کنید، آنجاست که باید کمربندتان را سفت ببندید و برای یک ترن‌هوایی احساس آماده شوید.

رمز موفقیتتان در این است که هیچوقت چیزی نگویید یا کاری نکنید که بعداً پشیمان شوید. همیشه یادتان باشد که بعضی وقت‌ها، بعضی مردها فقط به دنبال بهانه‌های احمقانه برای جدایی هستند. حواستان باشد که بهانه واقعی دست آنها ندهید.

ولی، بااینکه ممکن است به نظرتان غیرقابل‌باور یا مسخره بیاید، این بازی‌ها می‌توانند باعث مستحکم‌تر شدن رابطه هم بشوند. دلیل آن این است که جنگ روانی کمکتان می‌کند بفهمید با چه کسی در رابطه سروکار دارید. وقتی هر دو بازیکن خوب بازی کنند، احترامشان نسبت به قدرت و سیاست هم بیشتر می‌شود.

و تا یادمان نرفته، این بازی‌ها می‌توانند خیلی مفرح باشند چون بعدها موضوعی برای حرف زدن، شوخی کردن و خندیدن در اختیارتان قرار می‌دهند.